دروغ بگو

دروغ بگو
دروغ بگو

 

دروغ بگو

دروغ بگو ، هرچی می تونی، بیشتر دروغ بگو

می گویند در سال ۱۳۶۹ میلادی شهر استراتژیک و تاریخی مونکائو (از شهرهای مرزی پرتغال)

مورد محاصره شدید اسپانیایی ها قرار گرفت، مونکائو اگرچه شهر مستحکمی بود، اما واقعا

در آن شرایط ، آمادگی لازم برای مقابله با این محاصره را نداشت، پس از مدتی با کم شدن

ذخیره غذایی و سخت شدن اوضاع ، عده زیادی تصمیم گرفتند تسلیم شوند. پادشاه

فرار کرده بود و همسرش “دو-لا-دو مارتینز” رهبری دفاع از شهر را بر عهده گرفته بود.

اما کمبود آب و غذا فقط معضل مردم درون شهر نبود . سربازان اسپانیایی هم به شدت

آسیب پذیر شده بودند و این موضوعی بود که “دو لا دو” هم به آن پی برده بود.

او برای نجات شهرش در برابر دشمنان یک دورغ بزرگ گفت. خواست تا هر قدر

آرد در شهر باقی مانده بود را جمع آوری کنند و با آن دو قرص بزرگ نان بپزند.

او با دو قرص نان به بالای برج رفت و آنها را به سمت نیروهای اسپانیای پرت کرد

و گفت خداوند آنقدر به این شهر نعمت داده است که ما می توانیم بخشی از آن را به

دشمنانمان هم بدهیم. فرمانده نیروهای اسپانیایی که از وضعیت آذوقه سپاهش نگران بود

باور کرد که شهر مونکائو از قبل برای این محاصره طولانی آماده بوده است بنابراین دستور عقب نشینی داد.

یک دورغ بزرگ یک شهر را از نابودی نجات داد.

مشکلات و سختی های ما، فشارهای اقتصادی و مالی یا هر چیز

دیگری که همه در زندگیمان با آن مواجهیم شبیه دشمنان سرسختی هستند

که شما را  محاصره کردند، اگر مطلع شوند که دیگر توان مقابله ندارید و کم آوردید

به زودی به شما حجوم می آورند و از پا درتان خواهند آورد.

پس هرگز تسلیم نشوید و دروغ بگویید!!

بله دروغ بگویید. البته که می دانم دروغ چیز خوبی نیست، اما هر چیزی یک روی خوب هم دارد، پس از روی خوبش بهره ببرید.

به ذهنتان دروغ بگویید، ذهن شما شبیه ابرکامپیوتری عمل می کند که هرآنچه

را به خوردش بدهید باور می کند ، چون محاسباتش را بر اساس داده های

قبلی که خودتان واردش کردید محاسبه می کند ، پس هر قدر هم اوضاع سخت است

به ذهنتان بقبولانید که شما قوی تر هستید و به این زودی ها به زانو در نخواهید آمد.

بهتر است به جای تمرکز روی اینکه “من این ماه پول بیشتری ندارم که فلان

چیز را تهیه کنم، گند بزنند به این اوضاع” به او بگویید: “می بینی این مقدار را داریم، نظرت چیه بابت همین فعلا شکرگذار باشیم”

روزهای سخت می گذرند ، اما چیزی که قطعا باقی خواهد ماند اثرات مخربی است

که به روح و ذهن خود وارد می کنید: انرژی های منفی که جذب می کنید 

نگرش منفی که در خود نهادینه می کنید ، بدبینی که گاه ممکن است تا سالیان سال با شما باشد

و ذهنتان حتی در شرایط بهتر هم میل به قربانی جلوه دادن خود داشته باشد و همچنان ناله کند.

هر مساله ای راه حلی دارد ، باور کنید. من به این جمله ایمان دارم. هر زمان با مساله ای

که غالبا ترجیح می دهیم که “مشکل” صدایش کنیم، مواجه می شوید ، نگران نباشید

هر چیزی راه حلی دارد ، همان گوشه و کنارها ، اطراف خود مساله قایم شده است، بهتر است بگردید

و پیدایش کنید. به جای دست و پا زدن در دریای غم انگیز “نمی توانم” بهتر است انرژیتان را برای شنا کردن صرف کنید.

پس آنقدر به خودتان ایمان داشته باشید و با اعتماد به نفس با مسائلتان برخورد کنید که

باور کنند نمی توانند شما را شکست دهند تا زمانی که عقب نشینی کنند و در آخر یادتان بماند

که هر مساله ای همیشه راه حلش را با خودش می آورد، ناامید نباشید و احساس شکست نداشته باشید.

اما اگر هنوز فکر می کنید در زندگیتان عواملی هستند که نمی گذارند شما جلوی این حس شکست و ناامیدی را بگیرید، قطعا دلیلی دارد:


اگر می خواهید علتش را بدانید و آن را برای همیشه حل کنید ، این مطلب را از دست ندهید. کلیک کنید

3 thoughts on “دروغ بگو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس مستقیم
WhatsApp chat